تبليغاتX
محب الاولیاء
حقیقت عهد شهادت از آن سیدالشهدا است و این باب ضیافت بوسیله ایشان به روی همه اولیا گشوده شده است

حسین نوبختی از فعالان رسانه ای حامی رییس جمهور ، پس از تعطیلات نوروز ناپدید شد و پس از دوهفته پیگیری مشخص شد توسط حفاظت اطلاعات قوه قضاییه بازداشت شده و علی رغم اینکه قاضی منصوری قرار وی را به وثیقه تبدیل کرده ، جعفری دولت آبادی ، دادستان تهران با تبدیل قرار مخالفت کرده و نوبختی باید در بازداشت بماند. نوبختی در حوادث سال گذشته و ماجرای موهوم جریان انحرافی هشت ماه تحت تعقیب بود که نهایتا با تضمین امنیتی به زندگی عادی خود برگشت اما بلافاصله پس از انتخابات اسفندماه و آرام شدن اوضاع بازداشت شد.
نوبختی دارای همسر و فرزند خردسال است و خانواده وی طی سال گذشته فشار روانی سنگینی را متحمل شده است.
از قوه قضاییه می خواهیم حال که تمام دشمنان رییس جمهور آزاد هستند ، حامیان معدود وی را زندانی نکند.
از دوستان احمدی نژادی می خواهیم با انتشار این متن در وبلاگهایشان قدمی بردارند تا نوبختی بی گناه به آغوش خانواده خود بازگردد.

.

.

.

تعقیب و گریز حسین نوبختی در بین بچه ها معروف بود. بعد از چندین ماه  آوارگی در کوه و بیابان سرانجام با امان نامه نیروهای امنیتی اولین بار در مراسم مجلس ختم پدر زن جناب مهندس مشایی حضور یافت. جرم حسین نوبختی حمایت از احمدی نژادی بود که در سال ۸۴ طلاب حوزه های علمیه و بسیجیان چفیه برگردن دنبال او در خیابان چهارمردان قم می دویدند و شعار احمدی احمدی حمایتت می کنیم سر می دادند.

چه کسی می دانست چندین سال بعد حمایت از احمدی نژاد به یک ننگ و جرم امنیتی تبدیل خواهد شد؟ عرصه سیاست به چه روزی افتاده است که توهین به رئیس جمهور عادی و امری مستحبی شده است و انتقاد از دستگاه عدلیه و قوات قهریه جرمی نابخشودنی! 

مدعیان آزادی تحمل یک وبلاگی که به تنهایی از پس معاندین دولت عدالت محور بر آمده است را ندارند!چگونه تحمل آزادی سردار حامی دولت را داشته باشند؟

وقتی سایت دولت ما تنها بخاطر انتشار سخنان رئیس جمهور قانونی کشور فیلتر شد و سردبیر سایت هنوز بعد از گذشت ماهها راهروهای دستگاه عدلیه کشور را متراژ می کند باید هم ندایی از درون فیلتر شود. امروز ندایی از درون فیلتر نشده، بلکه این وجدان های درونی مدعیان آزادمردی مرده است. وجدان هایی که حملات وحشیانه به دفتر روزنامه ایران را حاشیه خواندند!!!

به نمادهای زر و زور و تزویر توصیه می کنیم بیش از این عرض خود را نبرند و زحمت ما را نبرند چرا که دولت ما هنوز زنده است . هنوز ندای درون ما زنده است هرچند وجدان درونی شما مرده است! خوشبختی ما در حسینی بودن ماست. حسین نوبختی افتخار ماست!

 

پی نوشت:

به هر عزیزی که از عبارت نمادهای زر و زور و تزویر رمزگشایی کند هدیه ای به رسم ادب پیش کش خواهیم کرد!

نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 23:34 | لینک  | 

با اینکه تجربه ثابت کرده است که مجالس و منتخبین ملت هیچگاه آنطور که شایسته ملت ایران نبوده اند و همواره بعد از گذشت سال اول عمر دوره های مختلف مجلس و سرد شدن روحیه آرمانخواهی به دلیل گرم شدن در بازی های سیاسی و یا درگیر شدن در منافع منطقه ای و قومیتی مجالسی ناکارآمد داشته ایم اما بر این باور هستم که ورود برخی به مجلس چراغ عدالت خواهی را حتی با زور فحش خوردن از سوی بزرگ زادگان حقیر می توان روشن نگه داشت. می شود حنجره هایی را که سالها عدالت را فریاد زده اند به تریبون مجلس نزدیک کرد.

لیست زیر را با تساهل و تسامح بسیار زیاد انتخاب کرده ام  و به غیر از سه نفر اول بقیه را با خون دل انتخاب می کنم :

۱- مهدی کوچک زاده

۲- روح الله حسینیان

۳- بیژن نوباوره وطن

۴- محمد سلیمانی

۵- سید مهدی هاشمی

۶- بتول نامجو

۷-حمید رسایی

۸- حسین مظفر

۹-خلیلیان اشکذری

نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 2:4 | لینک  | 

فضای بدی شده است، هر کس منتظر یک حادثه ای است تا انتقام رفتارهای گذشته شخصی را بگیرد. ورود آب باران به خط چهار مترو در اثر شکستگی یکی از بندهای آب در تهران، حادثه ای بود که استعداد طنز نویسی دوستان منتقد شهردار  را بار دیگر شکوفا کرد. از طرف دیگر اظهارات معاون عمرانی استانداری تهران در روز اول حادثه، مبنی بر بی کفایتی مدیران و سیاسی کاری در انتخاب مدیرت خدمات شهری سخنان تلخ و گزنده ای بود که دل هر انسان منصفی را به درد می آورد.

من به شخصه نسبت به تفکر مدیریتی شهردار خلبان جناب قالیباف عزیز انتقادات زیادی دارم و در جای خودش نقد های مفصلی به تفکر حاکم بر شهرداری خواهم نوشت- نزدیک انتخابات ۹۲- ولی اتفاق اخیر بیشتر از یک حادثه نبود . اگر چه شاید مدیریت شهری بر اثر سهل انگاری و ضعف مدیریت در این حادثه بی تقصیر نبوده باشد ولی انصاف حکم می کند در مرحله اول، این مشکل که بر روند ترافیک روزانه مردم اخلال ایجاد کرده است، برطرف بشود تا به وقت خودش با مدیران مقصر برخورد شود.

به نظر می رسد این گروکشی ها امری عادی شده و انگار همه در تهجدهای شبانه شان از خدای متعال درخواست باران و گرانی برای مدیران شهری و ملی می کنند!!!! شاید بهتر باشد کمی منصف تر باشیم و خدا را در نظر بگیریم.

نقد به قالیباف در این مسائل مدیریتی جزئی نیست. همچنان که در سال ۸۳ در زمان شهرداری حاج محمود بارش برف بی سابقه ای ترافیکی وحشتناک ایجاد کرد که باعث حمله ور شدن رسانه های اصلاح طلب علیه شهردار جوان شد! انتقاد ما به قالیباف فراتر از این حرفاست. ما نباید در برخورد با مسائل و مشکلات،همانند تیم رسانه ای شهرداری عمل کنیم. باید ثابت کنیم که ما پیرو امام خامنه ای هستیم و رفتار قبیله ای از ما سر نمی زند.

روی سخن من با طنز نویسان نیست بلکه با معاونت عمرانی جناب آقای محمودی و همفکرانشان است. جناب محمودی و دوستان عزیز گروکشی سیاسی ممنوع حتی برای شما! 

نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 12:2 | لینک  | 

بگذارید از هفته قبل بگویم که چه شد فکر کنارکشیدن از صحنه وبلاگ نویسی به سرم زد. راستش من از جمله افرادی هستم که در سال ۹۰ به جمع دوستان وبلاگ نویس ملحق شده ام. سایت دولت ما که به همت جوانی برومند، همه بچه های احمدی نزادی را دور هم جمع کرد برای من یکی ثابت کرد که به تنهایی می توان در مقابل هجمع عظیم امپراطوری خبری اقتدارگرایان ایستاد.

یادش بخیر اقای سرودلیر! هر کجا هست خدایا به سلامت دارش!

کنار کشیدن من از این عرصه کاملا به مسائل شحصی خودم بر می گشت نه به مسائل سیاسی. دوستانی که مرا از نزدیک می شناسند می دانند که در حمایت از جناب مهندس مشایی خیلی اصرار دارم و اعتقاد قلبی خودم این است که رئیس جمهور بعدی شخصی به غیر از جناب مهندس نیست. حاضرم در این مورد با همه دوستان شرط هم ببندم و نوشته ای با این عنوان امضا کنم که رئیس جمهور یازدهم جناب مهندس مشایی است!

دلم از بعضی از رفتارهایی که با من شد شکست و نزدیک به یازده روز از آن می گذرد. چه حسن تصادفی! مثل دکتر. یه دورکاری یازده روزه یا هر چیزی که اسمش را بگذارید. راستش برایم این مدت قضیه خانه نشینی و یا دورکاری دکتر برایم حل شد. برای خودم حل شد. اینکه دکتر چرا در خانه نشست؟ آیا این خانه نشینی و دورکاری ایستادگی در مقابل حرف رهبری بود یا نه ، دلخوری از برخی که اصلا از ایشان انتظار نداری! اینکه دیگر همه انرژی ات را در یک لحظه از دست بدهی و دیگر توان و انگیزه ادامه دادن راه را نداشته باشی و بخواهی که که عرصه را وانهی.

اما وقتی به مسولیت سنگین و هدف بزرگی که برای خودت از سالها تعیین کرده ای فکر می کنی دیگر شرمت می آید که دوستانت را در این راه تنها بگذاری! امیر ناصری عددی حساب نمی شود در مقابل خیل عظیم حامیان دولت! امیر ناصری با حمایت از دکتر به خود هویت داد و آبرو کسب کرد! وگرنه به خودی خود که کسی نبود و نیست. دفاع از دکتر و دولتش که فی الواقع دفاع از عدالت و پاکی هاست برای همه آبرو و وجهه کسب می کند چنان که قبل از ما خیلی ها- که امروز انحراف یاب شده اند- به واسطه حمایت از احمدی نژاد شدند سوم تیری و پایداری و ...

من از همه دوستانی که نگارش پست خداحافظی باعث دل نگرانی و احساس قلت عددشان شد عذرخواهی می کنم و امیدوارم که به بزرگواری خودشان این حقیر را ببخشایند! همچنین از عزیزی که نوشته های من سبب آزارش شد تا آنگونه با من صحبت کند که مجبور به خانه نشینی شوم ،استحلال می نمایم!

امشب که این پست را می نویسم با خدای خود عهد می بندم که در راه روشنگری و تببین افکار و اندیشه های دولت عدالت محور و در راه ترویج خوبی ها و زدودن زشتی ها بیش از پیش خواهم نوشت به فضل الهی!

من اعتقاد دارم که پیروزی با ماست. ما بقیة الصحابه ی دکتر هستیم! خداوند همه ما را برای چنین روزهای سختی نگه داشت تا همپای رئیس جمهور مکتبی و یاور صدیقش جناب مهندس مرتضی محب الاولیاء این راه سخت را بپیماییم!

سخنان جناب مهندس در روز ۲۹ فروردین- به روزش دقت فرمایید- پس از یکسال سکوت و به صحنه امدن ایشان نویدبخش روزهای طلایی برای حامیان دولت است.

در انتها خیلی دوست دارم خاطره ای را از یکی از دوستانم به نقل از سید بزرگواری برایتان نقل کنم. این دوستم چند روز قبل تعریف می کرد: با یکی از سادات بزرگوار که از روحانیون جلیل القدر تهران هست، سر موضوع انحراف دولت و شخص جناب مهندس و دکتر بحث زیادی در بین ما درگرفت. هر چه من استدلال کردم ایشان قبول نمی کرد و معتقد بود که دکتر از راه امام راحل منحرف شده است. بعد از چند روز از  شهادت بی بی زهرا س ایشان با من تماس گرفت. در حالی که بغضی به گلو داشت برای من تعریف می کرد که فلانی دیشب خواب دیدم به محضر امام راحل رسیده ام! رفتم به رسم ادب دست بوسی کردم و به ناگاه امام روح الله برگشتند و فرمودند: در بین این مسولین تنها دکتر احمدی نژاد است که پایبند به آرمانهای من است! 

البته اگر مخالفین دولت بخواهند مرا خواب نما معرفی کنند حتما پیشنهاد می کنم که جریان خوابی که حضرت اقای مصباح در سال ۸۴ بیان کرده اند را مطالعه فرماینداینجا

نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 22:55 | لینک  | 

دكتر محمود احمدي‌نژاد در جلسه هيأت دولت با اشاره به اينكه تئوري ولايت فقيه نقطه محوري انديشه امام(ره) است، اظهار داشت: بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران بر مبناي اصل ولايت فقيه در مقابل نظام سرمايه‌داري و ماركسيسم، روش جديدي از زمامداري را مطرح نمود و اين روش برآمده از اعماق اعتقادات ما و حلقه اتصال ما به همه انديشه‌هاي الهي است كه پيامبران الهي به بشريت هديه نمودند.
رييس‌جمهور تأكيد كرد: اگر بخواهم اين مسأله را در يك جمله بيان كنم، بايد بگويم كه ولايت فقيه راه امام زمان(عج) است.
رييس‌جمهور اضافه كرد: رهبر معظم انقلاب در طول دوره رياست جمهوري بنده، همواره با روشن‌بيني، هوشمندي و دقت هرچه تمام‌تر كمك، مديريت و هدايت مي‌كنند و دولت هميشه از رهنمودهاي ايشان بهره برده و البته هر اختلافي هم در چارچوب انديشه و نظام ولايت فقيه قابل حل مي‌باشد.
دكتر احمدي‌نژاد با تأكيد بر آمادگي هرچه بيشتر خود براي انجام وظايف و مسؤوليت‌هايي كه ملت بر عهده دولت گذاشته است، اظهار داشت: اعتقاد و باور من اين است كه يك رييس‌جمهور قوي و مقتدر موجب عزت رهبري، كشور و به‌خصوص ملت مي‌باشد. يك رييس‌جمهور قوي مي‌تواند بايستد، سپر باشد، دفاع كند، امور كشور را پيش برده و موجب عزت كشور شود. هر رهبر و مدير جامعه‌اي نيز نيازمند بازوان پرتوان است، تجربه تاريخي حاكي از آن است كه حتي زماني كه بالاترين شخصيت‌هاي اعتقادي ما فاقد بازوان پرتوان بودند، اراده و منويات آنها روي زمين باقي ماند و جاري نشد.
رييس‌جمهور با بيان اينكه بايد كشور را با قدرت اداره كرده و اثبات نماييم كه نظام جمهوري اسلامي كارآمد است، گفت: دشمنان سال‌ها تبليغ و طراحي كردند تا چنين القا كنند كه جمهوري اسلامي ايران ناكارآمد است و چه‌بسا عناصر آنها در برنامه‌ريزي‌ها طوري عمل مي‌كردند كه اين ناكارآمدي را اثبات نمايند لذا بزرگ‌ترين خدمت به نظام اسلامي اثبات كارآمدي جمهوري اسلامي ايران است و دولت اين كار را وظيفه خود مي‌داند.
وي با قدرداني از خدمات اعضاي هيأت دولت گفت: شما به فضل الهي موفق بوديد و گره‌هاي 50 ساله را باز كرديد. شما اصل 44 قانون اساسي را طوري اجرا نموديد كه بسياري از مدعيان باور نمي‌كنند و براي اولين‌بار در بحث‌هاي مسكن و اشتغال به‌صورت ريشه‌اي وارد عمل شديد. شما در بحث‌هاي سهام عدالت، هدفمندي يارانه‌ها، عمران، آبادي و زيرساخت‌ها و تأمين نيازهاي زيربنايي كشور به‌طور اساسي اقدام كرديد و در بحث اصلاحات ساختاري اقتصاد به‌طور جدي عمل نموديد كه اميدوارم خداوند به اين اقدامات بركت بدهد و هدايت كند تا دنيا با الگوي جديدي از كشورداري و زندگي مواجه شود و حق انتخاب داشته باشد.
رييس‌جمهور خاطرنشان كرد: ما به‌صورت اعتقادي، منطقي و علمي با اساس استكبار و صهيونيسم مخالف هستيم و همه مطمئن باشند كه احمدي‌نژاد تا نابودي استكبار و رژيم پليد صهيونيستي با آنها مقابله خواهد كرد.
دكتر احمدي‌نژاد با اشاره به اينكه يكي از محورهاي اصلي تبليغات دشمنان و بدخواهان طي چند روز اخير كه به بهانه غيبت بنده صورت گرفت، موضوع تبعيت از ولايت فقيه بود، خاطرنشان كرد: عده‌اي در خارج با مكاري و تزوير و عده‌اي جاهل و بعضا مغرض هم در داخل جشن و پايكوبي به راه انداختند كه البته قصد پاسخگويي به آنها را ندارم. آنچه روشن است اينكه در طول 5 سال و 6 ماهي كه در دولت در خدمت مردم بوديم شبانه‌روز با عشق و ايمان مشغول كار بوديم و همه وجودمان در مسير ولايت بوده است.
رييس‌جمهور خاطرنشان كرد: دولت حاضر، تنها دولتي است كه همه اعضاي آن بر موضوع ولايت فقيه متفق‌القول هستند و ميثاق بسته‌اند تا از آن تبعيت كنند.
دكتر احمدي‌نژاد گفت: كساني كه نمي‌توانند به قدرت اداره دولت، سياست‌هاي اقتصادي و مديريت آن ايراد بگيرند بازي جديدي طراحي كرده‌اند ولي در اشتباه هستند.
رييس‌جمهور تصريح كرد: دولت تا آخر پاي پرچم ولايت فقيه ايستاده است و وظايف خود را به‌طور كامل انجام خواهد داد.
دكتر احمدي‌نژاد با اشاره به تبليغات دشمنان بيروني مبني بر ايجاد شكاف در نظام اظهار داشت: نظام سلطه و استكبار و رژيم صهيونيستي پليد و نامشروع بدانند كه احمدي‌نژاد به فضل الهي، اعتقادي، سياسي و براساس برنامه با آنها دشمني مي‌كند و تا آخر و نابودي آنها خواهد ايستاد.
رييس‌جمهور تأكيد كرد: من تا لحظه آخر عمر در مسير ولايت، عليه استكبار و رژيم صهيونيستي خواهم بود و اميدوارم خداي متعال محو و نابودي اين رژيم را به ما نشان دهد.
دكتر احمدي‌نژاد خاطرنشان كرد: البته دوركاري چند روزه دلايلي دارد كه اين دلايل را در دل خود نگه مي‌دارم چون بسياري از حرف‌ها بايد در دل انسان باقي بماند اما از خداي بزرگ مي‌خواهم ملت، كشور، رهبر و انقلاب را تا حركت آخر محفوظ بدارد و همه بتوانيم در اين مسير نوراني و روشن، خدماتي ماندگار و خداپسند ارايه كنيم البته در اين مدت آقايان رحيمي، رحيم مشايي، ثمره هاشمي و ضرغامي و باقي دوستان براي حل مسئله به دفعات به منزل ما آمدند كه از همه آنها صميمانه تشكر مي‌كنم.

نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 1:11 | لینک  | 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی : هرگونه اقدامی كه موجب خوشحالی و جنجال دشمنان و ناراحتی دوستان شود، مذموم است و باید از آن پرهیز شود.
نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 21:17 | لینک  | 

 

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

 

سیب‌هاروی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد و غبار

قبلا این صحنه را... نمی‌دانم

در من انگار می‌شود تکرار

 

آه سردی کشید، حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

 

گفت:آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر، گریه نکن

مرد گریه نمی‌کند پسرم

 

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی‌تفاوت ما

ناله‌هایش فقط تماشا شد

 

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در و دیوار خانه‌ای مشکی است

****

با خودم فکر می‌کنم حالا

کوچه ما چقدر تاریک است

گریه،مادر، دوشنبه، در، کوچه

راستی!فاطمیه نزدیک است...

نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 2:49 | لینک  | 

سلام و خداحافظ

به دلایل کاملا شخصی از دنیای وبلاگ نویسی برای همیشه خداحافظی می کنم! امیدوارم  که همه دوستانی که در این مدت با مطالب بنده احیانا دچار رنجشی شدند به بزرگواری خودشان این حقیر را ببخشند. برای همه ارزوی موفقیت دارم/ از بعضی ها بیشتر از این انتظار می رفت!!!!!

.

.

.

.

.

همواره آرزو دارم که آخرین کلمه ای که در موقع جان دادنم بر زبانم جاری بشود گل واژه مهدی باشد. همان که بهانه زنده بودنم هست. همان که شب و رزوم را با آروزی آمدنش سپری می کنم. همان که با یادش دردها و زخم هایم التیام می گیرد و کمی آرامم می کند تا به امید رسیدن به درگاهش برای بوسیدن خاک پایش آرزوی مرگ نکنم! 

دوست دارم اخرین مطلب وبلاگم رو هم با نام او به پایان ببرم هم او که آغازش پایان رنج بشریت است و شروع خرمی دوران. این دلنوشته را که متعلق به شاعری پرشور و جوان است ، تقدیم می کنم به آن عزیزی که دولت محبوبم بخاطر آب زدن راهش سالهاست که سپر تهمت ها و کینه ها شده است:

 

عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت: بگویم، بنویسم:

 که چرا عشق به انسان نرسیده است؟

چرا آب به گلدان نرسیده است؟

چرا لحظه باران نرسیده است؟

و هر کس که در این خشکی دوران

به لبش جان نرسده است

به ایمان نرسیده است

و

غم عشق به پایان نرسیده است

.......

بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید

بنویسد

که هنوزم که هنوز است

چرا

یوسف گم گشته به کنعان نرسیده است

چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است

دل عشق ترک خورد

گل زخم نمک خورد

زمین مرد،

زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد

زمین مرد

خداوند گواه هست

دلم چشم به راه هست

و در حسرت یک پلک نگاه هست

ولی حیف

نصبیم فقط اه هست و همین اه

خدایا

برسد کاش به جایی

برسد کاش صدایم به صدایی

........

عصر این جمعه دلگیر

وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته  شود حس

تو کجایی گل نرگس

به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم

زده آتش،به دل  عالم و آدم

مگر این  روز و شب رنگ شفق یافته

در سوگ کدامین غم عظما به تنت رخت عزا کرده ای

ای عشق مجسم!

که به جای نم شبنم

بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت

نکند باز شده ماه محرم.....

.......

نكند باز شده ماه محرم

كه چنين مي‌زند آتش به دل فاطمه آهت؟

 به فداي نخ آن شال سياهت

 به فداي رخت اي ماه! بيا،

صاحب اين بيرق و اين پرچم و اين مجلس و اين روضه و اين بزم تويي،

 آجرك الله! عزيز دو جهان يوسف در چاه،

دلم سوخته از آه نفس‌هاي غريبت.

دل من بال كبوتر شده، خاكستر پرپر شده،

همراه نسيم سحري روي پر فطرس معراج‌نفس گشته هوايي

و سپس رفته به اقليم رهايي؛

به همان صحن و سرايي كه شما زائر آني

و خلاصه شود آيا كه مرا نيز به همراه خودت زير ركابت ببري تا بشوم كرب و بلايي؟

به خدا در هوس ديدن شش گوشه دلم تاب ندارد، نگهم خواب ندارد...

قلمم گوشه‌ي دفتر، غزل ناب ندارد... شب من روزن مهتاب ندارد...

همه گويند به انگشت اشاره

مگر اين عاشق بيچاره‌ي دلداده‌ي دلسوخته ارباب ندارد...

تو كجايي؟ تو كجايي؟ شده‌ام باز هوايي، شده‌ام باز هوايي...


گريه كن! گريه و خون گريه كن

 آري كه هر آن مرثيه را خلق شنيده‌ست شما ديده‌اي آن را

و اگر طاقتتان هست كنون من نفسي روضه ز مقتل بنويسم،

و خودت نيز مدد كن

كه قلم در كف من هم چو عصا در يد موسي بشود چون تپش موج مصيبت بلند است،

به گستردگي ساحل نيل است،

و اين بحر طويل است

و ببخشيد اگر اين مخمل خون بر تن تب‌دار حروف است

كه اين روضه‌ي مكشوف لهوف است؛

عطش بر لب عطشان لغات است

 و صداي تپش سطر به سطرش همگي "موج مزن آب فرات" است،

و ارباب همه سينه‌زنان كشتي آرام نجات است؛

 ولي حيف كه ارباب "قتيل العبرات" است؛

ولي حيف كه ارباب "اسير الكربات" است؛

ولي حيف هنوزم كه هنوز است حسين بن علي تشنه‌ي يار است

و زني محو تماشاست ز بالاي بلندي،

 الف قامت او دال و همه هستي او در كف گودال و سپس آه كه "الشمر..."

 خدايا چه بگويم كه "شكستند سبو را و بريدند"...
دلت تاب ندارد

به خدا با خبرم مي‌گذرم

از تپش روضه كه خود غرق عزايي، تو خودت كرب و بلايي؛

 قسمت مي‌دهم آقا به همين روضه كه در مجلس ما نيز بيايي...

تو كجايي... تو كجايي...

نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 1:58 | لینک  | 

سلام

در این پست جدید می خواهم قبل از اینکه مطلب خودم را بنویسم از دوستان نظرخواهی بکنم و در نوشتن مطلب از نظراتشان بهره ببرم وبعد آن را بنویسم.

برایم خیلی سوال بود که اتهام عبور از ولایت فقیه و ارتباط مستقیم با امام زمان اولین بار توسط چه کسی به جناب مهندس مشایی زده شد؟ و اینکه سند و استدلال این حرفشان چه بود؟

من خودم به تازگی به نتیجه خوبی رسیده ام ولی از همه دوستان منحرف می خواهم اگر در این خصوص مطلبی می دانند قید بفرمایند تا در یک مطلب مفصل به ان بپردازیم

یا علی

نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 11:41 | لینک  | 

دراین دو هفته ای که از سال نو  گذشت  چندین رویداد مهم  به وقوع پیوست که متاسفانه بدلیل مسافرت ایام نوروزی فرصت پرداختن به این مسائل برایم فراهم نشد. مهم ترین رویداد به نظرم، سخنان امام خامنه ای در حرم مطهر رضوی و ارائه یک تحلیل از سال جهاد اقتصادی بود که متاسفانه با بایکوت خبری جریان اقتدارگرا روبرو شد. رسانه هایی که در طول سال 90 همواره (کنترل اف  ) سیستم شان دائما در جستجوی کلماتی از ریشه« ح ر ف» از باب انفعال بودند تا به نحوی امیال زهرآلود سیاسی شان را ارضاء کنند، در مقابل تعاریف امام خامنه ای از فعالیت های یکساله دولت خفه خون گرفتند. در چند روز قبل سخنان دکتر در تاجیکستان و تعاریف ایشان در مورد شاعر نامدار ایرانی فردوسی(علیه الرحمه) باعث شد بچه های حامی دولت به دنبال آرشیو سخنان امام خامنه ای بروند. خودم هم که در مسافرت بودم خیلی دلم می خواست جمله ای که از آقا در رابطه با شخصیت قهرمان شاهنامه هست را بر روی وبلاگ قرار بدهم که خوشبختانه دوستان سریع کار کردند.

اما مطلب تاسف بار و در عین حال خنده داری را می خواهم به همین مناسبت برای دوستان نقل کنم تا شدت شهوت قدرت طلبی و عمق کینه های بدریه و حنینیه اقتدارگرایان آشکار شود. یکی از نهادهای مهم کشوری با استفاده از سیستم پیامک به مناسبت های مختلف سخنان امام خامنه ای را به مشترکین ارسال می کند. شماره حقیر نیز در بین لیست مشترکین دریافت کنندگان این پیامک هاست. این نهاد همواره  بعد از سخنان امام خامنه ای جملاتی از ایشان را گزینش کرده و برای مشترکین ارسال می کند. بعد از ماجرای دورکاری رئیس جمهور این سیستم به شدت روی کلمات انحراف مانور می داد و بدون توجه به شان بیانات معظم له و مفهوم جملات، آن را برای همه ارسال می کند تا به خیال رئیس این مرکز ارسال پیامک، بصیرت افشانی کنند.  در ایامی که سومین جلسه اندیشه های راهبردی با نشست اندیشمندان با موضوع زن در محضر امام خامنه ای برگزار شده بود،  این سیستم با ارسال پیامکی باعث تعجب خیل دوستداران رهبری شد. به جمله دقت فرمایید:

مسئله زن چشم اسفندیار نظام است

بعد ها که پیگیری کردم شکم به یقین تبدیل شد که مسول ارسال این پیامک بدون توجه به مفهوم سخنان امام خامنه ای و صرفا بخاطر وجود کلمه اسفندیار و مفهوم منفی ای که از کلیت جمله به ذهن متبادر می شد، فکر کرده است که این اسفندیار همین اسفندیار خودمون هست که یکسال است از انحراف ایشان صحبت می شود. بنابراین با بصیرت مثال زدنی سعی در انتشار این جمله و آگاهی بخشی اقشار متدین جامعه داشته است. همان موقع یاد جمله امام خامنه ای در رابطه با اسفندیار شاهنامه که از ایشان به عنوان هم تیپ بچه حزب اللهی نام بردند ، افتادم.

حالا سطح سواد و بینش تهیه کنندگان بولتن های خبری و تحلیلی برای نهادها و مراکز مهم  و اوج مظلومیت امام خامنه ای مشخص می شود. اگر بخواهیم  به همان ترتیبی که آقایان می فهمند ما نیز عمل کنیم، باید بگوییم:

امام خامنه ای:

من یک وقت گفتم که «اسفندیار» مثل این بچه حزب‌اللّهی هاى امروز خودِ ماست

نوشته شده توسط امیر ناصری در ساعت 21:39 | لینک  |